دانشجویان مدافع دولت، بی پشت و پناه

17آذر1392

 دانشجویان مدافع دولت، بی پشت و پناه

تحلیلی بر آنچه در روز دانشجوی 1392 رخ داد
بعد از 3 سال که روز دانشجو (16 آذر) به بهانه های واهی از جمله آلودگی هوا در سکوت و خموشی دانشگاه سپری شد، امسال هم هوای آلوده نبود و هم اتفاقاتی افتاد که تلقی های حاکمیت را از محیط دانشگاه و انتظاراتش از این محیط را مشخص میکرد.
رئیس جمهور به دانشگاهی میرود که در بین دانشگاه ها کمترین و خنثی ترین سابقه را در مسائل سیاسی دارد. دانشگاه شهید بهشتی (ملی سابق).
در این مراسم دو طیفی که از جانب حاکمیت مورد قبول هستند حاضرند. اصلاح طلبان (تحکیمی ها) و بسیجیان.
روحانی در این مراسم از دانشگاهی سخن میگوید که محل مانور احزاب نباشد (ترس از آنچه پس از انقلاب و پیش از انقلاب فرهنگی رخ داد).
اما از منتقد بودن دانشگاه حمایت میکند (آنچه در دوران اصلاحات رخ داد) یعنی تشکیل و تقویت مجدد بازوی دانشجویی مدافع دولت و حاکمیت.
به طور مشخص در این مراسم انتظار دولت و حاکمیت از محیط دانشگاه مطرح شد. تصویری که دولت های سازندگی، اصلاحات و اکنون دولت بنفش انتظار دارند. وجود بازویی خنثی که بتواند در معاملات رده های بالای قدرت نقش اهرم فشار را ایفا کند. برای چانه زنی دولتمردان. بازویی گوش به فرمان که گاهی افسارش را شل کند و از آن به عنوان لولوی سر خرمن استفاده کند.
حضور دو طیف مشخص که در سوابق حاکمیتی همواره درگیر جنگ زرگری بوده اند در این مراسم، انتظارات حاکمیت را از دانشگاه در پی دارد. کما اینکه در سالهای حاکمیت دولت موسوم به اصلاحات نیز چنین بود. به نحوی که شاخه تحکیم وحدت طیف گسترده ای از جناح های حل شده در درون حاکمیت را نیز در بر میگرفت. از ملی مذهبی ها گرفته تا لیبرال ها و طرفداران تز مردمسالاری دینی. تمامی این شاخه ها با آنکه گستره نسبتا متفاوتی از ضدیت ها و تعاملات با بخش حاکمیت را داشتند اما در یک چیز مشترک بودند؛ قبول دولت موجود در راس قوه مجریه و تائید ساختار حاکمیت در قالب شکل ولایت فقیه.
شاید این سوال پیش بیاید که عدم حضور شاخه دانشجویی چپ ها با گرایشات مارکسیستی در مراسم مزبور نشان از عدم وجود و نبود محبوبیت این گرایش در بین دانشجویان و دانشگاهیان است.
برای حل این مسئله باید به تاریخ نزدیک مراجعه نمود. با توجه به سرکوب گسترده چپ ها در سالهای اخیر و بویژه در سالهای 86 تا کنون و نیز قلع و قمع دانشجویان فعال در این گرایش در دانشگاه ها، عملا نیروی چپی در محیط های دانشگاهی وجود ندارد. کما اینکه در سالهای انتهایی دهه 70 و سالهای ابتدایی دهه 80 نیز چنین بود. اما پس از فعالیت های پراکنده دانشجویان چپ در قالب نشریات دانشجویی در نیمه ابتدایی دهه 80 نه تنها این گرایش رشد روزافزون و چشمگیری یافت بلکه با فعالیت های پی گیر و فزاینده خود توانست جذب نیروی قابل توجهی نیز داشته باشد. کما اینکه انتظار میرود ظرف سالهای نزدیک در آینده این طیف از دانشجویان در دانشگاه ها فعال شده و تمایلات عمیق جامعه به این گرایش را در فضای دانشگاهی شاهد باشیم. همانگونه که از خرداد 76 تا تیر 78 شاهد بودیم که هیچ نیروی مستقل دانشجویی سر بر نیاورد و آنچه بود زائده دولتی بود در دانشگاه ها.
در مراسم مذکور اما روحانی به نکته بسیار مهمی اشاره کرد. "طالقانی ، شریعتی و بازرگان در زمانی که پدران معنوی جنبش دانشجویی مخالف رژیم سلطنت بودند، از جایی پول نمیگرفتند و مستقل بودند". این نکته نشان دهنده این است که دولت روحانی بسیار هوشمند تر از دولت خاتمی است که وابستگی جریان دانشجویی نزدیک به خود را به مانند دولت اصلاحات عیان کند. بر اساس این سخن رئیس جمهور جدید میتوان خط سیر آینده این دولت را در قبال جنبش دانشجویی پیش بینی کرد و این مسئله به طور مشخص نشان از عدم حمایت آتی دولت از بخش دانشجویی خود است تا شائبه وابستگی پیش نیاید. قربانی اصلی این تظاهر اما بخش دانشجویی مدافع سیاست های دولت جدید است. که باید بی پشتوانه مسیر خود را بپیماید و آماده باشد تا گوشت دم توپ دولت باشد.
در اين شرائط است كه بار ديگر استقلال جنبش دانشجو ئي مطرح ميشود و دانشجويان مبارز به زودي در خواهند يافت كه براي حفظ استقلال دانشگاه و رسيدن به جامعه اي انساني ، بايد برروي نيروي خود حساب كنند و از مراكز قدرت فاصله بگيرند